پریسا علیزاده

Assistant Professor

Update: 2026-01-19

پریسا علیزاده

کشاورزی / اقتصاد کشاورزی

Master Theses

  1. تحلیل هزینه‌های تولید مرغ گوشتی با تاکید بر ارزیابی سیاست‌های موثر بر مزیت‌های نسبی و رقابت‌پذیری (مطالعه موردی: شهرستان سنندج)
    صنعت مرغداری به‌عنوان یکی از زیربخش‌های مهم کشاورزی نقش کلیدی در تامین نیازهای پروتئینی کشور ایفا می‌کند و منبع مقرون‌ به‌صرفه‌ای از پروتئین محسوب می‌شود که آن را به یکی از ارکان اصلی امنیت غذایی تبدیل می‌کند. با توجه به اهمیت این محصول استراتژیک در امنیت غذایی و اقتصاد کشور، هدف پژوهش حاضر تحلیل و ارزیابی ساختار هزینه‌های تولید مرغ گوشتی در شهرستان سنندج و بررسی اثربخشی سیاست‌های دولت بر مزیت‌های نسبی و رقابت‌پذیری واحدهای تولیدی از طریق روش ماتریس تحلیل سیاست و برآورد تابع هزینه است. در این تحقیق، با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی‌شده، ۸۷ واحد مرغداری گوشتی در شهرستان سنندج در سال 1403 انتخاب گردید. داده‌های مورد نیاز نیز از طریق مصاحبه و تکمیل پرسشنامه به‌صورت مقطعی گردآوری شد. نتایج حاصل از برآورد شاخص‌‌های مزیت نسبی شامل نسبت هزینه منابع داخلی و نسبت منفعت به هزینه اجتماعی حاکی از وجود مزیت نسبی برای تولید این محصول در شهرستان سنندج در تمامی سطوح ظرفیت می‌‌باشد. همچنین، محاسبه شاخص حمایت موثر که ترکیبی از حمایت اسمی نهاده‌ها و محصول نهایی است، بیانگر آن است که دولت حمایت موثری از تولید این محصول به عمل نیاورده است. شاخص‌های توان رقابتی نیز برای محصول یاد شده دلالت بر توانایی بالای مرغ گوشتی در رقابت در بازارهای داخلی و بین‌المللی دارند. نتایج برآورد تابع هزینه نشان می‌دهد که در میان متغیرهای مورد بررسی، نهاده دان بیشترین اثر مثبت را بر هزینه‌های تولید دارد، درحالی‌که نیروی کار کمترین تاثیر را داشته است. بررسی دقیق‌تر ساختار هزینه‌ نشان می‌دهد که اگرچه هزینه‌های مربوط به نهاده‌های وارداتی سهم قابل توجهی از کل هزینه‌های تولید را به خود اختصاص داده‌اند؛ سهم نسبتاً پایین و کنترل‌شده عوامل تولیدی نظیر انرژی، آب، سوخت، برق و نیروی کار که عمدتاً از منابع داخلی و محلی تامین می‌شوند، مزیت رقابتی قابل توجه و پایداری برای این صنعت محلی فراهم آورده است. از طرفی نتایج حاکی از وجود صرفه‌ی ناشی از مقیاس در این صنعت است. لذا بر اساس این نتایج پیشنهاد می‌شود دولت و بخش خصوصی با طراحی برنامه جامع برای توسعه تولید داخلی نهاده‌های جایگزین ذرت و سویا از طریق مشوق‌های مالی، ایجاد زنجیره تامین محلی و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های تولید خوراک دام و طیور اقدام نمایند و با بازنگری در سیاست‌های حمایتی با تمرکز بر ارائه تسهیلات کم‌بهره و اصلاح نظام قیمت‌گذاری به جای کنترل قیمت محصول نهایی و انتقال یارانه‌های حمایتی به انتهای زنجیره تولید گوشت مرغ به افزایش انگیزه تولیدکنندگان این صنعت کمک کنند. همچنین افزایش مقیاس تولید از طریق تشویق ادغام واحدهای کوچک، توسعه مرغداری‌های صنعتی بزرگ ‌مقیاس و ایجاد تعاونی‌های تولیدی می‌تواند زمینه بهره‌مندی بیشتر از صرفه‌های ناشی از مقیاس را فراهم آورد.
  2. تحلیل اقتصادی تولید، کارایی و بهره‌وری عوامل تولید محصول گوجه‌فرنگی با تاکید بر مدیریت یکپارچه‌سازی اراضی (مطالعه موردی: شهرستان کامیاران)
    گوجه‌فرنگی محصول مهمی در دنیای اقتصاد کشاورزی و سبد غذایی مردم به شمار می‌رود و طی سال‌های اخیر میزان تولید آن در جهان افزایش یافته است. با توجه به اهمیت گوجه‌فرنگی و جایگاه ایران در تولید آن، پژوهش حاضر با هدف تحلیل اقتصادی تولید، بهره‌وری و کارایی محصول گوجه‌فرنگی با تاکید بر مدیریت یکپارچه سازی اراضی در شهرستان کامیاران به عنوان قطب تولید گوجه‌فرنگی در غرب کشور صورت گرفته است. در این تحقیق از طریق نمونه‌گیری تصادفی ساده یک نمونه200 عددی از گوجه‌فرنگی‌کاران شهرستان کامیاران تعیین و از طریق مصاحبه و تکمیل پرسش‌نامه اطلاعات و داده‌های لازم به صورت مقطعی برای سال زراعی 1402-1401 جمع‌آوری شد. در این پژوهش، بهره‌وری کل عوامل تولید از طریق شاخص وزنی کندریک و کارایی فنی از روش تابع تولید مرزی تصادفی محاسبه شد. یافته‌ها بیان‌گر وجود رابطه‌ی مستقیم بین اندازه‌ی مزرعه با بهره‌وری کل عوامل تولید و کارایی فنی گوجه‌فرنگی‌کاران منطقه مورد بررسی است. طبق نتایج، متوسط میزان بهره‌وری و کارایی محصول گوجه‌فرنگی در مزارع بزرگ بسیار بیشتر‌ از مزارع متوسط و خرد بوده است. با استفاده از معیارهای اقتصادسنجی فرم تابعی کاب-داگلاس به عنوان مناسب‌ترین فرم تابع تولید گوجه‌فرنگی در نظر گرفته شد و به منظور بررسی عوامل موثر بر کارایی و بهره‌وری عوامل تولید به ترتیب از فرم تابعی کاب-داگلاس و نیمه لگاریتمی استفاده شد. نتایج نشان داد، در میان نهاده‌های تولیدی، سطح زیرکشت بیشترین تاثیر مثبت و معنی‌دار را بر میزان تولید، کارایی و بهره‌وری کل عوامل تولید این محصول دارا می‌باشد. همچنین متغیرهای ماشین‌‌آلات، نیروی کار و تعداد دفعات آبیاری تاثیر مثبت و نهاده‌های کود حیوانی، کود شیمیایی، سم مایع و سم قارچ کش تاثیر منفی بر میزان تولید، کارایی و بهره‌وری کل عوامل تولید این محصول دارند. در میان متغیرهای اقتصادی-اجتماعی نیز متغیر سن تاثیر منفی و متغیر تجربه کار کشاورزی و تحصیلات تاثیر مثبتی بر میزان تولید، کارایی و بهره‌وری کل عوامل تولید گوجه‌فرنگی شهرستان کامیاران دارند. طبق نتایج بدست آمده از تحقیق به منظور افزایش کارایی و بهره‌وری کل عوامل تولید این محصول، افزایش سطح دانش فنی کشاورزان، آموزش تکنیک‌های مدیریتی به کشاورزان به منظور بهبود تصمیم‌گیری‌ و عملکرد آن‌ها، سیاست‌های حمایتی دولت و ارائه تسهیلات مالی به کشاورزان به منظور تشویق آن‌ها به استفاده از تکنولوژی‌های نوین پیشنهاد می‌شود. همچنین به منظور رفع مشکل خردی و پراکندگی مزارع، راهکارهای از جمله اجرای
  3. بررسی کانال‌های توزیع در زنجیره‌ی ارزش شیر خام واحدهای دامداری سنتی و نیمه صنعتی (مطالعه موردی: شهرستان سقز)
    شیر با ارزش‌ترین ماده‌ غذایی است که تقریباً تمامی مواد لازم برای رشد و ادامه زندگی انسان را دارا می‌باشد و در تغذیه و رشد کودکان بسیار اهمیت دارد. شیر تنها ماده‌ی غذایی است که می‌تواند به طور متعادل اغلب نیازهای غذایی انسان را تامین کند. از نظر تغذیه و بهداشت میزان مصرف سالانه مواد لبنی در یک کشور، نشانه‌ای از وضعیت اجتماعی-اقتصادی و بیانگر سلامت افراد آن جامعه است. از آن‌جا که ظرفیّت پذیرش شیرخام در سطح شهرها محدود است، برای کمک به کارآیی نظام بازاریابی، بررسی کانال‌های توزیع و عوامل موثر بر انتخاب نوع کانال بازاریابی ضرورت دارد. این مطالعه با هدف شناسایی کانال‌های فروش شیرخام و بررسی عوامل موثر بر انتخاب کانال‌های بازاریابی شیر توسط دامداران در چارچوب الگوی لاجیت چندگانه مورد بررسی قرار گرفت. در مطالعه‌ی حاضر 4 کانال فروش محصول خام شامل (فروش مستقیم به کارخانه)، (فروش به خریدار محلی، مصرف‌کننده نهایی)، (فروش به واسطه، خریدار محلی و مصرف‌کننده نهایی) و (فروش مستقیم به مصرف‌کننده نهایی) و همچنین 3 کانال فروش محصولات ثانویه شامل (فروش مستقیم به مصرف‌کننده نهایی)، (فروش به خریدار محلی و مصرف‌کننده نهایی) و (فروش به واسطه، خریدار محلی و مصرف کننده‌ نهایی) مورد مطالعه قرار گرفت. بر این اساس، 120 دامداری سنتی، 40 دامداری نیمه ‌صنعتی، 2 کارگاه فرآوری لبنیات، 30 فروشگاه لبنیاتی و 1 مرکز جمع‌آوری شیر به عنوان نمونه برای مطالعه انتخاب گردید. نمونه‌گیری از دامداران شهرستان سقز واقع در استان کردستان به روش تصادفی ساده انجام شد و داده‌ها از طریق تکمیل پرسشنامه جمع‌آوری شد. با استفاده از مدل لاجیت چندگانه، عوامل موثر بر انتخاب نوع کانال‌های بازاریابی مورد بررسی قرار گرفت. برپایه‌ی یافته‌های پژوهش، 1/37 درصد از دامداران، محصول شیر خام را در کانال اول (فروش مستقیم به کارخانه)، 27 درصد در کانال دوم (فروش به خریدار محلی، مصرف‌کننده نهایی)، 7/15 درصد درکانال سوم (فروش به واسطه، خریدار محلی و مصرف‌کننده نهایی) و 2/20 درصد در کانال چهارم (فروش به واسطه، خریدار محلی و مصرف کننده‌ نهایی) به فروش می‌رسانند. همچنین 5/25 درصد از دامداران در کانال اول (فروش مستقیم به مصرف‌کننده نهایی)، 7/37 درصد در کانال دوم (فروش به خریدار محلی و مصرف‌کننده نهایی) و 8/36 درصد نیز در کانال سوم بازاریابی (فروش به واسطه، خریدار محلی و مصرف کننده‌ نهایی) محصولات ثانویه خود را به فروش می‌رسانند. نتایج نشان داد، با افزایش متغیر سن، احتمال انتخاب کانال اول کاهش و احتمال انتخاب کانال‌های دوم، سوم و چهارم افزایش می‌یابد همچنین با افزایش فاصله دامداری از مرکز شهر، احتمال انتخاب کانال چهارم کاهش و احتمال انتخاب کانال‌های اول، دوم و سوم افزایش می‌یابد. در نهایت به منظور بهبود وضعیت بازاررسانی شیر خام و افزایش کارآیی بازار آن پیشنهاد شد که تعاونی‌های دامداران برای افزایش قدرت چانه‌زنی تولید کنندگان و کاهش قدرت واسطه‌های بازار ایجاد شود.